انقلاب مشروطه
ساعت ۳:٥٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٢ بهمن ۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

انقلاب مشروطه :

شیخ فضل الله نوری

تاریخ معاصر ایران با حرکتها و نهضتهای متعدد مردمی در ابعاد اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و آثار متفاوتی که به همراه داشته، رقم خورده است. یکی از جنبشهای بارز در این مقطع تاریخی، نهضت و جنبش مشروطیت است که با حضور و دخالت علماء اسلامی و مبدأیت و نقش آفرینی آنان در صحنه اجتماعی سیاسی و نقش بارز و آشکار مردم به پیروی از علما آغاز گردید.

چنانکه در منابع تاریخی مشروطه آمده است، آیت الله سید عبدالله بهبهانی با دعوت از آیت الله سیدمحمد طباطبایی و مرحوم شیخ فضل الله نوری برای اتحاد و قیام هماهنگ علیه اقدامات توهین آمیز برخی اتباع بیگانه مستخدَم دولت و اعمال ظالمانه و رفتار و برخوردهای تبعیض آمیز و تجاوزات مستمر دولتیان به جان و مال مردم که عامّه را به ستوه آورده بود، دعوت نمود.[1] مرحوم شیخ فضل الله این دعوت را رد کرد و آقا سیدمحمد طباطبایی با بیان این شرط که «اگر جناب آقای سیدعبدالله مقصود را تبدیل کنند و غرض شخصی در کار نباشد، من همراه خواهم بود»،[2] اجابت نمود. اما پس از آنکه کار نهضت بالا گرفت و صفوف مبارزین اعم از علما و مردم به طور مشخص در برابر دولتیان و طرفدارانشان قرار گرفت و کار به درگیری و جدال کشید و پس از مهاجرت صغرا به حرم حضرت عبدالعظیم و بازگشت آنها، و کشته شدن یکی از طلاب و جریانات مسجد جامع، مرحوم شیخ فضل الله نیز با آقایان همراه گردیده و در قضایای مسجد در کنار مبارزین از علما و مردم قرار گرفت و در قضیه مهاجرت کبرا به قم، با آنکه هنوز عین الدوله و نصرالسلطنه نسبت به وی موضعی مثبت داشتند ولی هرچه به  وی اصرار نمودند که از مهاجرت به قم صرف نظر نماید، نپذیرفت و به مهاجرین پیوست. مؤلف «تاریخ بیداری ایرانیان» می نویسد: «علی الظاهر حرکت حاج شیخ فضل الله خیلی امر آقایان را قوّت داد.»[3]

 

شیخ فضل الله در طول توقف در قم تا زمان صدور دستخط و فرمان مشروطیت از سوی مظفرالدین شاه و بازگشت مهاجرین از قم، با آنان هم داستان بود. اما پس از بازگشت از قم و انعقاد مجلس شورا و مطرح شدن نگارش قانون اساسی و مسأله بررسی آن توسط علما، تدریجاً از صف رهبران نهضت جدا گردید و بنای مخالفت با حکومت مشروطه را نهاد و این موضع خود را در سخنرانیها و اطلاعیه ها اظهار و اعلام نمود و عاقبت در مخالفت با حکومت مشروطه به همراه جمعی از علما و هواداران خویش به حرم حضرت عبدالعظیم مهاجرت نمود و از آنجا نیز به وسیله سخنرانی و چاپ نشریه، همگان را به مخالفت با آن دعوت می نمود.


 
ناصرالدین شاه قاجار
ساعت ۳:٥٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٢ بهمن ۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

 ناصرالدین شاه قاجار

ناصرالدین شاه چهارمین پادشاه قاجاریه فرزند محمد شاه و جهان خانم (مهد علیا) در ششم ماه صفر سال 1274 ه.ق به دنیا آمد. در تربیت ناصرالدین سعی بسیار شد و مسئولیت آموزش وی و برخی از شاهزاده‌ها به میرزا عیسی قائم مقام فراهانی و فرزندش میرزا ابوالقاسم و پس از آن به میرزا تقی خان امیرکبیر واگذار گردید. ناصرالدین یکی از شاهزاده‌هایی بود که دانش خود را از امیرکبیر آموخت. در چهارده سالگی با گلین خانم دختر یکی از شاهزادگان قاجار پیمان زناشویی بست.1
در سال 1263 ه.ق رسماً حکومت آذربایجان به وی تفویض شد و عازم دارالسلطنه تبریز گردید. مدتی بعد پدرش محمد شاه درگذشت و تا رسیدن وی به تهران مادرش مهدعلیا زمام امور را به دست گرفت. ناصرالدین با یاری و راهنمایی میرزا تقی خان امیرکبیر روانه پایتخت شد و بر تخت سلطنت نشست و میرزا تقی خان را به صدارت برگزید. نخستین سال‌های سلطنت ناصرالدین شاه با شورش‌های پی در پی در ولایات و ایالات کشور همراه بود.
شورش سالارالدوله حاکم خراسان، فتنه باب و شورش آقاخان محلاتی از آن جمله‌اند. به تدریج عوامل شورشی سرکوب و کشور از ثباتی نسبی بهره‌مند گردید. در سایه این ثبات امیر کبیر دست به اصلاحات اقتصادی، سیاسی و اجتماعی زد ولی درباریان با اقدامات وی از در مخالفت در آمدند و در سال 1268 ه.ق، شاه کم تجربه و خودکامه را به عزل و قتل وزیر خردمندش وا داشتند.2
پس از قتل امیرکبیر میرزا آقا خان نوری سرسپرده انگلیسی به صدارت رسید و بی‌کفایتی او در اداره مملکت سبب شد تا اوضاع نابسامان و آشفته قبل از امیرکبیر بر این مرز و بوم سایه بگستراند و هرات از ایران جدا شود و به دست انگلیسی‌ها بیفتد.
در زمان ناصرالدین شاه علاوه بر افغانستان، بسیاری از سرزمین‌های ایران واقع در شمال خراسان شامل مرو، خوارزم و خیوه توسط روس‌ها به یغما رفت و در همان حال انگلستان نیز قسمت‌هایی از سیستان و بلوچستان را از ایران جدا ساخت. اقدامات و در حقیقت خیانت‌های میرزاآقا خان نوری، ناصرالدین شاه را خشمگین کرد و حکم عزل وی را صادر نمود.3
پس از عزل آقا خان نوری شاه از انتخاب صدراعظم خودداری کرد و در صدد برآمد کابینه کوچکی مرکب از شش وزیر تشکیل دهد. گذشته از این اقدام ناصرالدین شاه تشکیلات دیگری به نام مجلس شورای دولتی به وجود آورد، حال آنکه نه کابینه و نه مجلس مذکور هیچ یک پاسخگوی نیازهای کشور نبود. بنابراین پس از حدود شش سال که دربار ایران بدون صدراعظم روزگار می‌گذرانید، شاه میرزا محمد خان سپهسالار را به عنوان صدراعظم برگزید. صدارت نامبرده دوامی نیافت و چون وی فردی نظامی بود به سبب اشتغال فراوان به امور سپاهیان از رسیدگی به امور کشور غفلت می‌ورزید. پس از وی شاه میرزا حسین خان سپهسالار قزوینی را به صدارت انتخاب کرد. یکی از وقایع دوران صدارت سپهسالار قزوینی اعطای امتیاز استخراج کلیه معادن ایران به یک یهودی انگلیسی به نام رویتر بود که با اعتراض گسترده مردم و روحانیون، دولت مجبور به لغو قرارداد فوق شد و سپهسالار قزوینی از صدارت معزول گردید. نامبرده در طول صدارتش موجبات دو سفر ناصرالدین شاه به اروپا را فراهم نمود.
دو صدراعظم بعدی ناصرالدین شاه میرزا یوسف مستوفی الممالک و میرزا علی اصغر امین السلطان بودند. سفر سوم ناصرالدین شاه به فرنگ در سال 1306 ه.ق به همت امین السلطان صورت گرفت.4 در همین سفر شاه امتیاز لاتاری را به میرزا ملکم خان وزیر مختار ایران داد و امتیاز انحصار توتون و تنباکو را به تالبوت انگلیسی واگذار کرد. البته پس از بازگشت ناصرالدین شاه از اروپا هر دو قرارداد مورد ایراد و انتقاد قرار گرفت و به دستور شاه امتیاز لاتاری لغو گردید، ولی در مورد انحصار توتون و تنباکو این قرارداد با مخالفت جمعی از روحانیون و مبارزانی همچون سید جمال الدین اسد آبادی رو به رو گشت. سید جمال الدین اسد آبادی با ارسال نامه‌ای به آیت الله میرزا محمد حسن شیرازی سبب شد تا این مرجع بزرگ با صدور فتوایی زمینه را برای مخالفت همگان فراهم سازد و با حکم شرعی مبنی بر حرام بودن استفاده از توتون و تنباکو شاه را در سال 1309 ه.ق مجبور به لغو قرارداد فوق نماید.5
اعطای امتیاز تأسیس بانک شاهنشاهی به مدت شصت سال، چاپ و نشر اسکناس، امتیاز کشتیرانی در رود کارون به انگلیسیها و امتیاز راه شوسه انزلی تا تهران به روسها از اتفاقات همین دوران است. در نیمه دوم قرن نوزدهم میلادی و همزمان با سلطنت ناصرالدین شاه قاجار، اروپا از لحاظ تمدن جدید و علوم پیشرفت حیرت انگیزی نموده بود و در اغلب کشورهای اروپایی مردم در سایه آزادی و حکومت قانون زندگی می‌کردند ولی در ممالک اسلامی و خاورمیانه مردم ستمدیده از نعمت آزادی فردی و حیات اجتماعی به کلی بی نصیب بودند. به خصوص در ایران مظالم شخص شاه و درباریان جان مردم را به لب رسانده بود. در این میان سیدجمال الدین اسد آبادی قیام نمود و پرچمدار آزادی مسلمین و منادی بیداری ملل مشرق زمین گشت.6
سید جمال الدین اسد آبادی به علت افکار انقلابی و ضدیت با حکومت استبدادی ناصرالدین شاه مورد بی مهری شاه قرار گرفته بود و شاه مانع فعالیت نامبرده در ایران بود. سال 1308 ه.ق هنگامی که سید جمال الدین اسد آبادی در اعتراض به مفاسد شاه و حکومت در صحن حضرت عبدالعظیم (ع) بست نشسته بود به زور مأموران دولتی از بست خارج و به دستور شاه به اتهام تحریک و توطئه از ایران اخراج شد.
سرانجام روز هفدهم ذیقعده سال 1313 ق ناصرالدین شاه در آستانه برگزاری جشن پنجاهمین سال سلطنت در حرم عبدالعظیم (ع) با گلوله میرزا رضای کرمانی شاگرد سید جمال الدین اسد آبادی از پای در آمد و در باغ جیران شهر ری مدفون گشت.
ناصرالدین شاه از خط خوشی بهره‌مند بود و به نقاشی، طراحی، عکاسی، سیر و سیاحت و شکار علاقه وافر داشت . به تن آسایی و تعدد زوجات توجه خاصی نشان می‌داد. او دارای ذوق ادبی نیز بود و در قالب غزل، رباعی و قطعه شعر می‌سرود.

پی نوشت:
1. عباس امانت، قبله عالم: ناصرالدین شاه قاجار و پادشاهی ایران (1313 ـ 1247)، ترجمه حسن کامشاد، تهران:نشر کارنامه، مهرگان، 1383، ص 94.
2. منیژه ربیعی، سرنوشت ناصرالدین شاه، تهران: اهل قلم، 1384، ص 6 ـ 8.
3. علیرضا اوسطی، ایران در سه قرن گذشته، ج1، تهران: پاکتاب، 1382، ص 140.
4. خانبابا بیانی، پنجاه سال تاریخ ایران در دوره ناصری: مستند به اسناد تاریخی و آرشیوی، ج1، تهران: نشر علم، 1375، ص 242.
5. عباس رمضانی، سید جمال اسد آبادی، تهران: ترفند، 1383، ص 88 ـ 89.
6. سید جمال الدین اسد آبادی و نهضت بیداری اسلامی: مجموعه مقالات کنگره بین المللی سید جمال الدین اسد آبادی، تهران: مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی، 1383، ص 135 ـ 137.

منابع:
1. خبرگزاری فارس، نوشته: ویدا معزی نیا

 


 
هخامنشیان
ساعت ۳:۳٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۱ بهمن ۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

هخامنشیان (۳۳۰-۵۵۰ قبل از میلاد) نام دودمانی پادشاهی در ایران پیش از اسلام است. پادشاهان این دودمان از پارسیان بودند و تبار خود را به ((هخامنش)) می‌رساندند که سرکردهٔ طایفه‌ پاسارگاد از طایفه‌های پارسیان بوده‌است.هخامنشیان نخست پادشاهان بومی پارس و سپس انشان بودند ولی با شکستی که کورش بزرگ برایشتوویگو واپسین پادشاه ماد وارد ساخت و سپس فتح لیدیه  و بابل پادشاهی هخامنشیان تبدیل به شاهنشاهی بزرگی شد. از این رو کوروش بزرگ را بنیانگذار شاهنشاهی هخامنشی می‌دانند.

به قدرت رسیدن پارسی‌ها و سلسله هخامنشی یکی از وقایع مهم تاریخ قدیم است. اینان دولتی تأسیس کردند که دنیای قدیم را به استثنای دو سوم یونان تحت تسلط خود در آوردند. شاهنشاهی هخامنشی را نخستین امپراتوری تاریخ جهان می‌دانند.


 
مختار ثقفی
ساعت ۳:٠٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٧ بهمن ۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

مختار ثقفی :

ابواسحاق مختار ثقفی معروف به "مختار ثقفی" از دلاوران و بزرگان عرب که به خونخواهی امام سوم شیعیان حضرت حسین بن علی علیه السلام و یاران او قیام کرد. وی در سال 1 هجرت بدنیا آمد، پدرش ابوعبیدبن مسعود ثقفی که در وقعه «یوم الحجر» درعراق به قتل رسید و مادرش "دومه" بنت وهب بود. مختار از مردم شهر طائف (مکه) و از قبیله بنی ثقیف بود که در خلافت عمربن الخطاب، همراه پدرش به مدینه رفت. او در خلافت امیرالمومنین علی علیه السلام، با آن حضرت در عراق بود و بعد از شهادت حضرت، در بصره ساکن شد. در زمانیکه امام حسن مجتبی علیه السلام (امام دوم شیعیان) در ساباط مدائن جراحت برداشت و در خانه سعدبن مسعود ثقفی عموی مختار که از زمان امام علی و به فرمان آن حضرت، فرماندار مدائن بود پیشنهاد کرد که امام مجتبی را دستگیر و نزد معاویه بفرستد تا از وعده های مالی فراوان معاویه، بهره مند شوند، ولی "سعد" به شدت با مختار برخورد و پشنهاد او را رد کرد و مختار ساکت شد. این اولین سابقه مختار در تاریخ اسلام است که به او نسبت داده اند اینکه گفته شده که به همین دلیل مختار در نزد شیعیان، از «عثمانیه» بود تا اینکه بعدها به شیعیان پیوست، ساختگی است زیرا مختار قبل از واقعه کربلا سال 61 هـ ق، یکی از شیعیان مردم کوفه بود. زمانی که مسلم بن عقیل نماینده امام حسین علیه السلام به کوفه فرستاده شد در منزل او اقامت کرد. در حمله مسلم بن عقیل به دربار "عبیدالله بن زیاد" و شهادت مسلم، مختار از کوفه بیرون رفته بود و بعد از برگشت توسط عبیدالله دستگیر و زندانی شد. او در تمام ایامی که حادثه کربلا اتفاق افتاد در زندان بود. سال 64 هجری قمری، بعد از مرگ یزیدبن معاویه (عبدالله بن زبیر) حاکم مکه از مختار دعوت به همکاری کرد. مختار با شروطی با او بیعت و بعد از اینکه شهر کوفه به دست «زبیری ها» افتاد او به کوفه بازگشت.

قیام مختار:
وی 5 سال بعد از حادثه خونین کربلا و یکسال بعد از نهضت «توابین» خود را با انتساب با هدف خونخواهی حسین بن علی علیه السلام و انتقام از قاتلان شهدای کربلا قیام کرد. 14 ربیع الاول سال 66 هـ ق، در کوفه به پا خاست و "عبدالله بن مطیع" را که کارگزار "عبدالله بن زبیر" بود بیرون کرد. قیام و جهت گیری اصلی جنبش مختار با شعار «یا منصور امت» و «یا لثارات الحسین» بود. درگیری های سختی در محله ها و میدان های کوفه شد، گروههایی کشته و گروههایی تسلیم شدند و مختار وارد قصر کوفه شد. اشراف کوفه با او بیعت کردند. به نقل از «اخبارالطوال» اغلب سپاه مختار از موالی ایرانی بودند (تاریخ خلفا/522). مختار بعد از تسلط بر حکومت، قاتلان واقعه کربلا را کشت و نیروهایی به اطراف فرستاد تا هم در مناطق دیگر غالب شده و هم جنایتکاران آنجا را به کیفرشان برساند. مدتها این تحرکات و نبرد با طرفداران بنی امیه به طول انجامید.

برخی از سرکردگان که به هلاکت رسیدند:
شمار کشته شدگان در قیام مختار را بر 3000 نفر گفته اند از جمله: عمربن سعد و پسرش شمربن ذی الجوش، حکیم بن طفیل، زیادبن مالک، خولی، منقذبن مره، عبدالله بن اسید، سنان، زیدبن رقاد، مالک بن بشر، حرمله، عمروبن حجاج، ربیعة بن مخارق (فرمانده نیروهای ابن زیاد).

اقدامات مختار:
مهمترین اقدام مختار، مقابله با سپاه شام بود که درسال 67 هـ ق بین سپاه او به فرماندهی "ابراهیم بن اشتر" و سپاه شام به فرماندهی "عبیدالله بن زیاد" صورت گرفت که در این جریان بعضی از اصلی ترین سرکردگان و رهبران شام که مدتها در جنگهای مختلف عراق، شرکت داشتند، مثل عبیدالله بن زیاد، حصین بن نمیرسکونی، شرجیل بن ذی الکلاع، همگی کشته شدند و بقیه سپاه نیز شکست خورده و فراری و در شهر «موصل» آواره شدند.

سرانجام کار مختار:
مختار به سرزمین و مناطقی چون موصل، حلوان (نزدیک سرپل ذهاب)، مدائن، بلاد ارمنیه، اران، آذربایجان، حوران، ماهیان، ری و اصفهان که اینها شمال عراق بود، مسلط شد و فقط شهر بصره به دست آل زبیر و زبیریان بود. زبیریان از نیروهای مختار خواستند که با عبدالله بن زبیر، به عنوان امیرالمومنین بیعت و دست از جنگ بردارند، و یاران مختار خواستند تا آنها با مختار بیعت و خلافت را به «آل رسول» واگذارند که در این میان جنگی صورت گرفت و مصعب بن زبیر حاکم بصره و برادر عبدالله بن زبیر که از شقی ترین افراد روی زمین بود سپاه مختار را شکست داد و مختار و بسیاری را کشت و یاران او را اسیر کرد و به بغض اینکه بیشتر آنها از «عجم» بودند آنها را از دم تیغ گذراند. مدت حکومت مختار، یکسال و نیم (18 ماه ) بود و در 14 رمضان سال 67 هجری قمری در سن 67 سالگی از دنیا رفت. قبر او، در رواق راهرو مرقد حضرت مسلم بن عقیل در کوفه است.

احوالات مختار ثقفی:
مختار را به مدح و ذم توصیف کرده اند. به علت خونخواهی حسین بن علی و یارانش بسیار او را ستوده اند، آن چنانکه از امام باقر علیه السلام: مختار را دشنام ندهید، او قاتلان ما را کشت و خونخواهی ما نمود و....، و از طرفی، بعضی آن را «کذاب» گویند و اتهاماتی چون ادعای «نبوت» برای خودش و ادعای «مهدویت» برای محمدبن حنفیه و تاسیس فرقه کیسانیه به او زده اند که اغلب این نسبت ها، بعد از مرگ مختار بوده و همانگونه که در تاریخ نقل شده مهم ترین عامل این اتهامات، ضرباتی است که او بر پیکر امویان و زبیریان وارد کرده است. عبدالله ابن زبیر که به گفته خود از چهل سال قبل دشمنی اهل بیت پیامبر را بر دل داشت، نمی توانست نسبت به مختار که برای حاکم کردن اهل بیت علیهم السلام، اینهمه کوشید بی تفاوت بماند. تکلیف بنی امیه که روشن است (برای آگاهی کامل مراجعه به کتب مربوطه شود). مختار مردی باهوش و آگاه و خردمند بود. او تعبد زیاد داشت و به گفته همسرش او از بندگان صالح خدا بود. همسر او بعد از این توصیف به دستور "مصعب بن زبیر" زندانی و بعد به قتل رسید.


 
نصیحت سعدی به رئیس جمهورها
ساعت ۳:٠٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٧ بهمن ۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

نصیحت سعدی به رئیس جمهور ها :

یکی از رساله های جالبی که از شیخ مصلح الدین سعدی شیرازی به یادگار مانده، کتاب کوچکی شامل یک مقدمه کوتاه نیم صفحه ای و یکصد وپنجاه و یک تذکر اخلاقی، عبادی، سیاسی، تربیتی و اجتماعی به قدرتمندان است . این کتاب با عنوان «نصیحة الملوک » ضمن «کلیات سعدی » آمده و هفده صفحه را در برگرفته است .

رساله «نصیحة الملوک » پاسخی است که سعدی به درخواست یکی از دوستان عزیز خود نوشته و براساس خواسته وی به فهم «نزدیک » و از تکلف «دور» است . گرچه سعدی به زبان آن روزگار از قدرتمندان به نام پادشاه و سلطان نام می برد ولی اندرزها و رهنمودهای وی برای همه قدرتمندان در قلمرو نفوذ و اقتدار آنان مفید و معتبر است .

هم اکنون که پس از یک رقابت تنگاتنگ انتخاباتی برای هشتمین دوره ریاست جمهوری از میان ده نامزد فعال، شخصی برای تصدی ریاست قوه مجریه و سکانداری کشتی مدیریت کشور برگزیده می شود، ضروری دیدیم که ضمن احترام به انتخاب امت اسلامی، چهل رهنمود این دانشور جهاندیده را در دیدرس رئیس جمهور محترم و برگزیده قرار دهیم; باشد که سخنان شیوای سعدی که برگرفته از فرهنگ قرآن و حدیث است، چراغ راه همه کارگزاران نظام اسلامی و بویژه ریاست محترم جمهوری اسلامی قرار گیرد .

سعدی در آغاز می گوید:

ملوک جهان را نصیحت رب العالمین بسنده است که در کتاب مجید می فرماید: «و اذا حکمتم بین الناس ان تحکموا بالعدل »

و دیگر فرمود: «ان الله یامر بالعدل و الاحسان .»

مجملی فرمود تعالی و تقدس، که مفصل آن در دفترها شاید گفتن .

1- تفویض کارهای بزرگ به مردم ناآزموده نکند که پشیمانی آرد .

2- پادشاهانی که مشفق درویش اند، نگهبان ملک و ملت خویشند .

3- از سیرت پادشاهان یکی آن است که به شب بر در حق گدایی کنند و به روز بر سر خلق پادشاهی .

4- صاحب دولت و فرمان را واجب باشد در ملک و بقای خداوند تعالی همه وقتی تامل کردن و از دور زمان براندیشیدن و در انتقال ملک از خلق به خلق نظر کردن .

5- علماء و ائمه دین را عزت دارد و حرمت، و زیردست همگنان نشاند و به استصواب رای ایشان حکم راند تا سلطنت مطیع شریعت باشد نه شریعت مطیع سلطنت .

 


 
وظایف رئیس جمهور در قانون اساسی
ساعت ٢:٤٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٧ بهمن ۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

وظایف رئیس جمهور در قانون اساسی:

 بخش مهمی از مسؤولیت ها و وظایف دولت و رئیس دولت در نظام اسلامی در قانون اساسی آمده است . در این مقال نگاهی گذرا به این وظایف از دریچه قانون اساسی داریم تا از سویی حد و مرز انتظار امت اسلامی از کارگزاران دولتی و رئیس قوه مجریه روشن شود . و از دیگر سو فهرستی از وظایف مهم رئیس جمهور برگزیده، در دیدرس یاران و همکاران و وزیران و مشاوران و معاونان ایشان و همه امت قرار گیرد . این فهرست فقط شامل وظایفی است که در یک مرور سریع از قانون اساسی کنونی مصوب ششم مرداد ماه 1368 هجری شمسی استخراج شده است .

سی وظیفه قانونی:

1- پاسداری از مذهب رسمی کشور «در برابر تشکیک و تحریف و تحقیر و تعطیل قوانین دینی .»

2- پاسداری از نظام جمهوری اسلامی با همان تفسیر که در اصل دوم قانون اساسی آمده است .

3- پاسداری از قانون اساسی به عنوان میثاق مورد توافق همه شهروندان کشور .

4- به کارگیری همه استعداد و صلاحیت ها در راه ایفای مسؤولیت های قانونی .

5- وقف خود برای خدمت به مردم، اعتلای کشور، ترویج دین و اخلاق .

6- پشتیبانی از حق و گسترش عدالت .

7- پرهیز از خودکامگی .

8- حمایت از آزادی و حرمت اشخاص و حقوق قانونی آنان .

9- حراست از مرزها، استقلال سیاسی، اقتصای و فرهنگی و نظامی کشور و تمامیت ارضی .

10- استعانت از خدا در انجام وظایف .

11- پیروی از پیامبر بزرگوار اسلام و ائمه اطهار علیهم السلام در نگهداری از امانت «قدرت » و سپردن آن به منتخب ملت پس از خویش .

12- پاسخگو بودن در برابر «ملت » و «رهبر» و «مجلس شورای اسلامی » .

13- جلوگیری از تصویب و اجرای هر گونه قانون و مقررات مدنی، جزایی، مالی، اقتصادی، اداری، فرهنگی، نظامی، سیاسی و سایر موارد که براساس موازین اسلامی نباشد و تلاش جهت لغو و عدم اجرای آن . تشخیص موافقت و مخالفت با شورای محترم نگهبان است .

14- به کار گرفتن همه امکانات برای ایجاد محیطی مساعد برای رشد فضائل اخلاقی براساس ایمان، تقوا و مبارزه با کلیه مظاهر فساد و تباهی .

15- جلوگیری از رباخواری، غصب، رشوه، اختلاس، سرقت، قمار، سوء استفاده از موقوفات، سوء استفاده از مقاطعه کاری ها، و معاملات دولتی، فروش زمین های موات و مباحات اصلی، دائر کردن اماکن فساد و سایر موارد غیرمشروع و بازگرداندن ثروت های ناشی از امور فوق به صاحبان حق و یا بیت المال در صورت ناشناخته بودن صاحبان آن .

16- دعوت به خیر و امر به معروف و نهی از منکر به عنوان یک وظیفه متقابل ملت و دولت .

17- پاسداری از قداست خانواده و استواری روابط خانوادگی بر پایه حقوق و اخلاق اسلامی .

18- تلاش پیگیر برای اتحاد و ائتلاف ملل اسلامی و وحدت سیاسی، اقتصادی و فرهنگی جهان اسلام .

19- پاسداری از حقوق زنان و حمایت از آنان طبق اصل 21 قانون اساسی .

20- فراهم کردن امکان اشتغال و کار و تامین شرائط مساوی برای احراز مشاغل .

21- تامین اجتماعی همگان در برابر بیکاری، پیری، از کار افتادگی، بی سرپرستی، در راه ماندگی، حوادث و سوانح و خدمات بهداشتی، درمانی و مراقبت های پزشکی از طریق بیمه و غیره .

22- تامین آموزش و پرورش رایگان برای همه تا پایان دوره متوسطه و تامین وسائل تحصیلات عالی تا سرحد خودکفایی کشور به صورت رایگان .

23- تامین مسکن هر فرد و خانواده به ویژه روستانشینان و کارگران .

24- گردآوری و بهره برداری و نظارت بر انفال و توزیع عادلانه ثروت های عمومی .

25- رفتار عادلانه و رعایت اخلاق انسانی در رفتار با اقلیت های دینی که بر ضد اسلام و جمهوری اسلامی توطئه و اقدام نکرده اند .

26- پاسداری از زبان و خط و پرچم رسمی کشور و تاریخ هجری شمسی و قمری در کلیه اسناد و مکاتبات و رسانه های گروهی و تدریس ادبیات زبان قرآن و معارف اسلامی در دوره های ابتدایی تا پایان دوره متوسطه و رعایت تعطیلی روز جمعه در سراسر کشور .

27- خودداری و جلوگیری از استخدام کارشناسان خارجی مگر در موارد ضرورت و با تصویب مجلس شورای اسلامی .

28- رعایت قانون در کلیه دریافت ها و پرداخت های دولتی .

29- خودداری و جلوگیری از دادن هر گونه امتیاز تشکیل شرکت ها و مؤسسات به خارجیان در امور تجاری، صنعتی، کشاورزی، معادن و خدمات طبق اصل هشتاد و یکم .

30- خودداری از گرفتن هر گونه وام خارجی و داخلی و کمک بلاعوض از داخل و خارج بدون تصویب مجلس شورای اسلامی .

سی نکته فوق بخش مهمی از وظایف رئیس دولت و همه دولت مردان نظام اسلامی است که از دیدگاه حقوقی و با توجه به قسم شرعی بر عهده رئیس محترم جمهور اسلامی است .


 
آقا محمّدخان قاجار
ساعت ٢:٥٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٤ بهمن ۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

آقا محمد خان قاجار :

مدت ١۶ سال تحت نظر کریم خان زند بود. کریم خان زند به خاطر خواجه بود آق محمد خان از کشتنش صرف نظر کرد و اون رو تحت نظر خودش قرار داد. آق محمد داستان ما وقتی تو شیراز بود، توی یه خونه محقر که بهش داده بودن زندگی میکرد. مقرری کمی هم براش در نظر گرفته بودن تا از گرسنگی نمیره. (زندانی سیاسی هم زندانی سیاسی قدیما). کنار خونه آق ممد خان یه مغازه سوپری بود. (البت اون موقع بهش سوپر نمی گفتن). هر روز صبح آق ممد خان میرفت اونجا وکمی روغن میخرید و با نون میخورد. غذای روزانش همین بود. روغن فروشه هم نامردی نمیکرد و بدترین جنس و بهش میداد. تا اینکه یه روز آق ممد خان شاکی شد و گفت داداش ما که داریم پول بت میدیم، اقل روغن خوب بده بهمون. یارو هم گفت همینه که هست. نمخوای برو مغازه بغلی. حالا مغازه بغلی ۶ فرسنگ اون ورتربود. این کینه موند تو دل آق ممد خان تا اینکه ورق برگشت و آق ممد خان شد آقا محمد خان قاجار، پادشاه ایران...

آقا محمدخان قاجار

 

یه روز دستور داد برید فلان روغن فروش رو بیارید ، کاری داریم با او. روغن فروش رو آوردن. شاه قاجار گفت :

-          مرا می شناسی؟

-          قربانت گردم، شما شاه شاهان، آقا محمد خان قاجار، سرور سروران عالم ....(پاچه خاری یارو گل کرده بود) هستید.

-          یادت هست ما مدتی از تو روغن میخریدیم و تو روغن نامرغوب به ما میدادی و وقتی اعتراض کردیم چه جواب دادی؟

یارو که تازه فهمیده بود چه گندی زده دسپاچه گفت :

-          قربانت گردم... غلط کردم .. من پول تمام روغن ها را پس میدهم. مرا ببخشید.

آقا محمد خان دستور داد دیگی پر از روغن آوردند و زیرش آتش روشن کردند و روغن فروش را داخل دیگ انداختند و آقا محمد خان با لذت تمام جزغاله شدن روغن فروش را نظاره گر بود.

چه میکنه قدرتی که بناش کینه و عقده باشه. حالا باید گفت ای کریم خان گندت بزنن با اون عدالت و دلرحمی که در مورد این جانور به خرج دادی . در آینده از بیرحمی های این جانور دو پا باز خواهم گفت.

منبع: با دستکاری غیر ادبی از کتاب خواجه تاجدار نوشته ژان گور


 
آتش فشان ها
ساعت ٢:٥٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٤ بهمن ۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

آتش فشان :

آتشفشان یک ساختمان زمین شناسی است که به وسیله آن مواد آتشفشانی (به صورت مذاب ، گاز ، قطعات جامد یاهر 3)از درون زمین به سطح آن راه می یابند. انباشتگی این مواد در محل خروج، برجستگی هایی به نام کوه آتشفشان ایجاد می نماید.
آتشفشان یکی از پدیده های طبیعی و دائمی زمین شناسی است که در طول تاریخ زمین شناسی نسبتا بدون تغییر باقی مانده و در ایجاد، تحول و تکامل پوسته و گوشته زمین نقش اساسی داشته و دارد.
تولید مواد آتش فشانی و پدیده های مؤثر در ایجاد آتشفشان از دوره پرکامبرین تا عهد حاضر تغییر چندانی نداشته است و آنچه در این راستا تغییر کرده است، نوع دانسته ها، چگونگی اندیشیدن و نحوه بهره گیری از آنهاست.آتشفشانها پدیده های جهانی هستند و در سایر کرات منظومه شمسی به ویژه سیارات مشابه زمین یک پدیده عادی محسوب می شود و آتشفشان بی شک در کیهان نیز رخ می دهد.
همچنین پوشش سطحی ماه اغلب با سنگ های آتشفشانی پوشیده شده است و بارزترین ارتفاعات مریخ توسط آتش فشانها ساخته شده است.

فوران های فومرولی در برخی کرات مانند قمر آیو در سیاره مشتری یک پدیده عادی می باشد. زبانه های آتش و لکه های خورشیدی را جدا از ماهیتشان، می توان نوعی فوران آتش فشانی در خورشید تلقی نمود.
علم آتشفشان شناسی به مباحث نحوه تشکیل و تحول ماگما، چگونگی جابجایی و حرکت انواع مواد، گدازه ها و ماگماها و نیز تحولات آنها در اتاقک های ماگمایی، چگونگی فعالیت آتش فشان ها و گسترش مواد آتشفشانی در سطح زمین، چگونگی تحول مواد آتشفشانی و ... اشاره می کند. علم آتشفشان شناسی از برخی علوم زمین چون پترولوژی ، تکتونیک جهانی، ژئوشیمی، چینه شناسی ، رسوب شناسی ، ژئوفیزیک ، کیهان شناسی و برخی دیگر از علوم تجربی مانند شیمی، فیزیک ، آمار و ریاضی کمک می گیرند.

آتش فشان

 


 
چین خوردگی زاگرس
ساعت ٥:۱٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۳٠ دی ۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

در راستای این گسل نیز به صورت حرکات راستالغز در طول گسل و شیب لغز (راندگی) در پایانه گسل اتفاق افتاده است . دگر شکلی رسوبات جوان نئوژن و کوارتزی در دشت جنوب پلدختر را میتوان متاثر از گسلش راندگی در پایه گسل اصلی کبیر کوه دانست . تقسیم دگر شکلی در دیگر گسلهای پهنه ، از جمله گسل جبهه کوهستان در جنوب منطقه شرقی قابل ردیابی است.


 
انواع آب و هوا
ساعت ٥:٠٦ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۳٠ دی ۱۳۸٩  کلمات کلیدی: قطبی ، معتدل

 

انواع آب وهوا:
با توجه به عواملى که بر آب وهوا موثرند ،سطح زمین را به 3 منطقه به شرح زیر تقسیم مى کنند:
١- منطقه حاره یا گرمسیرى ،که بین مدارهاى 5/23 درجه شمالى وجنوبى قرار دارد.
٢- مناطق معتدله (شمالى وجنوبى) که بین مدارهای5/23 درجه و5/66 درجه شمالى وجنوبى واقع اند.
٣- مناطق قطبى (شمالى وجنوبى) ،که در عرض هاى جغرافیایى بالاتر از 5/66 درجه تاقطب قرار دارند .

آب و هوا و نقشه ی جهان